مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
320
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
الحيرة » . . . و حمل حيرة به « علم باللّه » كردن از باب حمل ملزوم بر لازم باشد . و به تفسير شيخ مراد از « نار » نار محبت و شوق باشد . و از « ماء » صورت علم . و مقصود سخن اين باشد [ چنان كه موافق ظاهر مفهوم آيت باشد ] كه : ذنوب و خطاياى ايشان واجب گردانيد بر ايشان ، كه غرق كردند . و مفهومى ديگرش اين باشد كه : خطوات ايشان و قطع مقامات ايشان به سلوك آن است كه گام نهاد ؛ و در آورد ايشان را در بحار « علم باللّه » ؛ و در آن غرقه و حيران گشتند . و چون جهات علم باللّه متكثّر است ، هرآينه محيّر سالك باشد ؛ و در نار محبّت و شوق درآورد ايشان را ، در حالتى كه غرق عين ماء علم باللّه باشند ؛ چنان كه افناء نفس ايشان كند به آتش شوق و محبّت . و باز ابقاء ايشان كند به ماء حيات علم . في المحمّديّين . « وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ » : سجرت التنوّر اذا او قدته . لفظ صاحب صحاح همين است كه : « سجّرت التنور » . اخبار متكلّم در حالتى كه ايقاد نار در تنور كرده باشد . و شيخ - قدّس سرّه - از جهت تحقيق معنى نار در عين ماء ، و اثبات آن مىفرمايد كه : در حقّ محمّديان نيز آمد كه : « وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ » « 178 » . و حال آنكه سجّرت در زبان عرب مستعمل است در برافروختن تنور . و آتش در آب نباشد ، الّا امرى معنوى . و شيخ به اين معنى تنزيل كرده كه : بحار رحمت ذاتيّهء حق [ كه آن خاصّ است به كاملان ] چون متلاطم گردد ، ظهور او ، به صورت نار باشد . يعنى : نار قهّاريّتى در وى پيدا باشد كه مفنى نقوش اغيار است ، و مبقى سيّار ؛
--> ( 178 ) - ق ( س 81 - 6 ) و اذا .